|
بهترین ترفندهای کامپیوتری را از ما بخواهید
|
|
|
|
||||
|
نوشتم درد وبعدش چندنقطه...
وآهي سرد وبعدش چندنقطه... براي آخرين بارآمدآن روز... گلي آورد وبعدش چند نقطه... دلم لرزيدو بعدش چند نقطه... چوبرگي زرد وبعدش چند نقطه... ووقتي دورشد يك لحظه برگشت... نگاهي كردو بعدش چند نقطه...
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 7:29 توسط نیلوفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
چه مي شد گر دل آشفته ي من به شهر چشم تو عادت نمي كرد و اي كاش از نخست آن چشمانت مرا آواره غربت نمي كرد چه زيبا بود اگر مرغ نگاهت ميان راز چشمان تو مي ماند چه زيبا بود اگر از اولين گام نگاهت با دلم صحبت نمي كرد تو پيش از آنكه در دل پا گذاري تمام فالهايم رنگ غم داشت ولي تو آمدي و بعد از آن دل بدون چشم تو نيت نمي كرد و تا مي خواست ،دل ،چيزي بگويد تو مي رفتي و او فرصت نمي كرد دلم از پشت يك تنهايي زرد نگاهش را به چشمان تو مي دوخت ولي قلب تو قدر يك گل سرخ مرا به كلبه اش دعوت نمي كرد
نيلوفر
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:47 توسط نیلوفر
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
|||||